تبليغاتX
هستيـــا
هستيـــا
نگارش در تاريخ جمعه 7 بهمن1390 توسط وجیهه

دوست خوبم ندا،به تو تبريك ميگويم به خاطر پذيرش مقاله هايت در كشور هندوستان و چك و ارمنستان هم بود انگار

نداي عزيز دغدغده ات معرفي شهري است كه هويت تو و من است در حاليكه همه همشهري هايت از تو غافلند

تبريك صميمانه مرا بپذير و اميدوارم بهترينها از آن تو باشد

 

نگارش در تاريخ دوشنبه 3 بهمن1390 توسط وجیهه

دوستي حرف قشنگي زد كه چرا با گذشته خود زندگي كنيم بياييم آينده را تعريف كنيم

درست ميگفت اما بگذاريد بگويم365 روزي كه بر عمر گرانمايه من گذشت شايد سالي بود كه  در نوجواني جامانده بود يا فراموش شده بود(توضيحش لازم نيست)

وارد شدن به دنياي جديد با آدمهاي جديد با رفتارهاي جديد با نگاههاي جديد كه ميفهمي هر كس در هر جايگاهي و موقعيتي مثل خودت است جايگاه اجتماعي وبيرونيشان شايد خيلي سخت باشد اما درونشان و روحشان با من و امثال من شايد تفاوتي نميكند. البته زيبايي روح هاي آنها بحثي جداست يا اينكه روح لطيفشان را به پيچيدگيهايي بيروني مخلوط كرده اند و تحويل تو ميدهند چيز ديگري است

البته دارم تجربه آموزي ميكنم كه  چگون ارتباط برقرار كنم  چگونه تداومش دهم  و چگونه....

دلم ميخواست از اين قالبي كه خودم و جامعه ام برايم درست كرده بيرون بيايم  خدا را چه ديديد شايد آينده جديدي براي خودم ترسيم كردم

خدايا از تو سپاسگزارم به خاطر همه خوبي هايي كه به من دادي

تولدم مبارك

نگارش در تاريخ شنبه 1 بهمن1390 توسط وجیهه

اي خداي مهربون

بعضي از دوستانم دل من رو اب كردن از بس كه از برف تعريف كردند .خوب مگه تقصير منه كه در كوير متولد شدم 

اي خداي مهربون،من ،بنده سرتا پا گناه از تو ميخوام كه بر سر ما برف بباراني

خواهش ميكنم



نگارش در تاريخ شنبه 1 بهمن1390 توسط وجیهه

امروز در چندين وبلاگ جامعه شناسي غوطه ور شدم خوندم و ديدم مطالب را خيلي از لينكها را باز كردم

يك آن خسته شدم،حالم گرفت چقدر حرف زده شده بود چقدر دغدغه گفته شده بود

ميدانم و قبول دارم كه مشكل بسيار است اما ميتوان شاد نوشت شاد فكر كرد شاد حرف زد دغدغه هايمان را به زبان طنز بگوييم

ميدانم كه وبلاگ من هم دست كمي از انها ندارد

ولي بياييد شادمانه زندگي كنيم با وجود تمام دغدغه هايمان  

تا نظر شما چي باشه؟

نگارش در تاريخ دوشنبه 26 دی1390 توسط وجیهه

مگه زوريه به من نمياد مرتب باشم اصلا ديگه نميخوام مرتب باشم

هر روز صبح كه ميام اداره ميز كار رو تميز و مرتب ميكنم مثل دختراي خوب ميشينم پشت ميز به اميد خدا كار رو شروع ميكنم

چشمتون روز بد نبينه يه ساعتي نگذشته اينقدر كاغذ اعم از سفيد و خام باطله نامه هاي رسيده كه بايد اقدام كنم كه توي گير و دار ،پرينتر دبيرخونه اداره هم خراب ميشه و نامه ها (share)ميشه به پرينتر من

البته مشكل رو ميدونم

قبلا در اتاقم يك كتابخونه داشتم و ميزي هم كه بود چند تا كشو داشت ولي الان اينطور نيست

كه علت بي نظمي فقط همينه يكدفعه فكر نكنيد من بي نظمم ها

دنبال راهكار ميگردم

دوستان عزيزم كه در نظم شما شكي ندارم به من هم كمك كنيد

البته بگم من طرفدار الكترونيكي شدن نامه نگاريها هستم و از كاغذ و پوشه اطراف خودم جمع كردن متنفرم

حالا خوددانيد اگه دوست داشين به من هم كمك كنيم

نگارش در تاريخ شنبه 17 دی1390 توسط وجیهه

گاهي دلم براي خدا تنگ ميشود

گاهي دلم براي بهشت تنگ ميشود

گاهي دلم براي صداقت تنگ ميشود

گاهي دلم براي خود خودم تنگ ميشود



هيچگاه شده شيطان را در نزديكي خودت حس كني

هيچگاه شده معناي ترك عادت موجب مرض است را به خوبي بفهمي

ولي من حسشان كرده ام و ميكنم


برايم دعا كنيد خواهش ميكنم برايم دعا كنيد

من وجيهه روزهاي گذشته را ميخواهم ،وجيهه اي با روح و فكر آزاد 


 

نگارش در تاريخ سه شنبه 22 آذر1390 توسط وجیهه

ديروز دوشنبه 21/9/90 حدود ساعت 6:50 تلويزيون را روشن كردم و گشتي در شبكه ها زدم:

شبكه 1:برنامه علم اقتصاد=گفتگو چند اقتصاد دان

شبكه 2:برنامه نوجوانان:گفتگو بين دو نقش اين برنامه در مورد چگونگي برخورد با مشكلات

شبكه 3:اخبار ورزشي

شبكه 4:گفتگو با يك مترجم و پژوهشگر تاريخ

شبكه اموزش :برنامه صفر و يك=گفتگو پيرامون رايانه

شبكه خبر:گفتگو با يك كارشناس با موضوع بررسي آخرين تحولات سياسي در افغانستان

شبكه استاني يزد:پخش كارتون

شبكه استاني فارس:برنامه كودك

نگارش در تاريخ یکشنبه 13 آذر1390 توسط وجیهه
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد 
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه 23 آبان1390 توسط وجیهه

گفت که فردا مگر نه عید غدیر است

عیدى بادش چو بوى عود معطّر

در به چنین روزى از جهاز هیوبان

ساخت نشستنگهى رسول مطهّر

گرد وى انبوه از مهاجر و انصار

فوجى چو فوج بحر بى حد و بى مر

خرد و کلان، خوب و زشت، بنده و آزاد

پیر و جوان، شیخ و شاب، منعم و مضطر

بر شد و گفتا: «الست اولى منکم»

گفتند: آرى، زما به مایى بهتر

دست على را سپس گرفت و برافراخت

قطب هُدى را پدید شد خط محور

گفت که اى قوم بنگرید تناتن

گفت که اى قوم بشنوید سراسر:

هر کس مولا منم، على اش مولاست

اوست پس از من به خلق سید و سرور

قاآنى شیرازى

نگارش در تاريخ سه شنبه 17 آبان1390 توسط وجیهه

اين روزها درگير تغيير و تحولات اداره هستيم تغييري كه نميدانيم خوب است يا بد  چه نتيجه اي قرار است عايدمان شود

رئيس جديدي است كه ميخواهد كشور را درست كند با دست خالي

و هرروز برنامه هاي جديدي در دست دارد

البته ناگفته نماند دغدغه هايي دارد كه شايد براي همه ما مهم باشد و بايد هم مهم باشدولي باز هم ميتوان از او كار ياد گرفت

رييس سابقي كه هنوز در شوك يك شبه تبديل به كارشناس شدن است

و برخي كارمنداني كه در پي پاس دادن كارشان به ديگري و سوء استفاده از نا آشنايي رييس جديد

با افراد جديدي آشنا شده ام با خلقيات و رفتارهاي متفاوت

آبدارچي كه چايي مي آورد بسي بسيار زياد  و نگران منافع اداره

سربازاني كه امريه شده اند در اين اداره البته با تحصيلات عاليه

خانمي كه آمد با كوهي از كار

روزها ميگذرد و ميگذر زودتر از آنكه فكرش را بكنيم

در پرانتز1(پسر برادرم هم بزرگ شده و هر روز شيرين تر از ديروز)

در پرانتز2(مسئوليت روايط عمومي هم به من دادند البته كار سنگيني نيست)

نكته انحرافي:ثبت نام كارشناسي ارشد هم شروع شد

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود